Logo

عود، از دربار هخامنشی تا شیشه‌های تام‌فورد: ماجرای نُتی که بومیِ خاورمیانه نبود

عطار
|
  • خبری
  • آموزشی
|
عود، از دربار هخامنشی تا شیشه‌های تام‌فورد: ماجرای نُتی که بومیِ خاورمیانه نبود

عودی که فکر می‌کردیم می‌شناسیمش

   یه اعتراف کوچیک بکنم: تا مدت‌ها فکر می‌کردم عود یه چیز کاملاً عربی/خاورمیانه‌ایه. یه رایحه‌ای که با بخور توی مسجد و مجلس‌های خاورمیانه‌ای گره خورده، همون‌قدر که زعفران با ایران گره خورده. بعد یه روز رفتم دنبال ریشه‌ی واقعیش و فهمیدم کل تصویری که توی ذهنم بود، حداقل نصفه‌ونیمه غلطه. عود اصلاً بومی خاورمیانه نیست. زادگاهش هزاران کیلومتر اون‌طرف‌تره، توی جنگل‌های مرطوب جنوب و جنوب‌شرق آسیا.

این مقاله قراره همین مسیر رو باهم بریم: از یه درخت خیلی معمولی که اتفاقی به یه رزین معطر تبدیل می‌شه، تا معابد بودایی چین و ژاپن، تا (احتمالاً) دربار هخامنشی توی تخت‌جمشید، و بالاخره تا شیشه‌های عطر امروزی که روش نوشته «Oud».


عود واقعاً چیه؟

   عود از درخت جنسِ Aquilaria به دست میاد؛ درختی که خودش هیچ بویی نداره. این درخت بومی مناطقی مثل آسام در هند، بنگلادش، میانمار، تایلند، کامبوج، لائوس، ویتنام، اندونزی و مالزیه.

   نکته‌ی جالب اینجاست: عود در واقع یه واکنش دفاعیه، نه یه ماده‌ی طبیعیِ همیشگی توی چوب درخت. وقتی درخت آکوئیلاریا با یه قارچ خاص به اسم Phialophora parasitica آلوده می‌شه، بافت درخت برای مقابله با این عفونت، رزینی تیره و غلیظ و خیلی معطر تولید می‌کنه. همین رزین تیره‌ست که بهش می‌گیم عود یا agarwood.

   اما همه‌ی درخت‌ها این‌طوری نمی‌شن. طبق منابع مختلف، فقط یه بخش کوچیک از درخت‌ها (بین ۱ از ۱۰ تا حتی ۱ از ۱۰۰) به‌طور طبیعی این رزین رو تولید می‌کنن. همین کمیابیِ ذاتی، پایه‌ی اون قیمت‌های افسانه‌ایه که برای روغن خالص عود می‌شنویم؛ گاهی تا حدود ۴۰ هزار یورو برای هر کیلوی روغن خالص، و بر اساس برخی گزارش‌های صنعتی، بالاترین کیفیت‌ها حتی به رقم‌های بسیار بالاتری هم رسیدن.

   یه نکته‌ی زبان‌شناسیِ کوچیک هم جالبه: همین چوب توی فرهنگ‌های مختلف اسم‌های متفاوتی داره؛ agarwood و aloeswood و eaglewood توی انگلیسی، gaharu توی مالزی، krissana توی تایلند، chen xiang توی چین، jinkoh توی ژاپن، agar توی هند. اما خودِ کلمه‌ی «عود» که ما توی فارسی و عربی استفاده می‌کنیم، ریشه‌ی عربی داره و به معنای «چوب»ه؛ یعنی این اسمی که امروز انگار مترادف خاورمیانه شده، خودش وارداتیه.


از معابد آسیا تا دربار هخامنشی

   قبل از اینکه عود اصلاً پاش به خاورمیانه برسه، قرن‌ها جایگاه معنوی عمیقی توی آسیای شرقی و جنوبی داشته. توی معابد بودایی و هندو ازش استفاده می‌شده، توی آیین‌های تدفین دودمان وو در چین حضور داشته، و حتی یه نسخه‌ی خطیِ چینی به اسم «Han Gong Xiang Fang» از قرن دوم میلادی درباره‌ی عطرسازی و از جمله عود نوشته شده. توی ژاپن هم یه آیین کامل به اسم کودو (Kōdō) شکل گرفت؛ هنر «شنیدن» بو (نه فقط بوییدن)، یه جور مراقبه با رایحه. توی طب آیورودای هند هم عود کاربرد داشته.


   خب، این چوب چطور به خاورمیانه رسید؟ از طریق مسیرهای تجاری باستانی -نسخه‌هایعود, نتی که بومی خاورمیانه نبود اولیه‌ی جاده‌ی ابریشم و مسیرهای دریایی- رفته‌رفته به غرب سفر کرد. نکته‌ی جالب اینه که خاورمیانه با اینکه خودش هیچ‌وقت زادگاه طبیعی درخت آکوئیلاریا نبوده، عمیق‌ترین و پایدارترین رابطه‌ی فرهنگی رو با عود ساخته؛ بخور توی خونه‌ها، مراسم عروسی، مساجد، رسم هدیه دادن عود به مهمون. یعنی رابطه‌ی خاورمیانه با عود بیشتر یه رابطه‌ی فرهنگی و تجاریه، نه گیاه‌شناسی.

و اینجاست که به بخش موردعلاقه‌ی خودم می‌رسیم: نقش ایران. برخلاف تصور رایج، ایران هم مثل بقیه‌ی خاورمیانه زادگاه طبیعی آکوئیلاریا نیست، اما شواهدی هست که نشون می‌ده استفاده از عود توی ایران باستان خیلی زودتر از چیزیه که فکر می‌کنیم. طبق برخی گزارش‌ها، توی یکی از نقش‌برجسته‌های کاخ تچر (تاچارا) در تخت‌جمشید -که کاخ اختصاصی داریوش بزرگ بوده- تصویر خدمتکارانی دیده می‌شه که وسایل تشریفاتی، از جمله ظروفی که با عطر و بخور مرتبطن، در دست دارن؛ حتی برخی منابع مشخصاً از تصویری با عوددان و عودسوز در همین مجموعه‌ی نقش‌برجسته‌های هخامنشی صحبت می‌کنن. باید صادق باشم: این بخش از داستان هنوز به یه سند باستان‌شناسیِ مستقیم و قطعی متکی نیست، بیشتر توی گزارش‌های ثانویه دیده می‌شه، پس بهتره باهاش به‌عنوان یه فرضیه‌ی جذاب برخورد کنیم تا یه واقعیت صددرصد قطعی. اما همین احتمال هم به‌تنهایی جالبه: اگه درست باشه، یعنی از حدود قرن پنجم پیش از میلاد، بخورِ عود بخشی از تشریفات دربار هخامنشی بوده، به احتمال زیاد از طریق همون مسیرهای تجاری باستانی با شرق و جنوب آسیا. با توجه به موقعیت ایران به‌عنوان چهارراه تجاری بین شرق و غرب، منطقیه که فکر کنیم ایران یکی از اولین نقاطی بوده که عود رو از آسیا گرفته و به‌سمت دنیای عرب و بعدتر اروپا منتقل کرده؛ یه نقش «واسطه‌ی فرهنگی» که کمتر بهش پرداخته می‌شه.


غرب کِی عود رو واقعاً کشف کرد؟

   حالا بیایم چند هزار سال جلو بیایم. با اینکه عود قرن‌ها توی آسیا و خاورمیانه جایگاه داشته، ورود جدیِ عود به دنیای عطرسازی غربیِ مدرن، نسبتاً اتفاق تازه‌ایه؛ چیزی حدود دو دهه‌ی اخیر.

   نقطه‌ی عطف رو معمولاً می‌شه عطر YSL M7 در سال ۲۰۰۲ دونست. اون موقع این عطر واقعاً عجیب و جسورانه به نظر می‌رسید؛ یه نُت خام و چرمیِ عودی وسط قفسه‌ی عطرهای مردونه‌ی رایج اون سال‌ها، که خیلی‌ها نمی‌دونستن باهاش چیکار کنن. از همون‌جا به بعد، برندهای نیش مثل Amouage و Montale عود رو به یکی از امضاهای اصلی‌شون تبدیل کردن، و بعدتر برندهایی مثل Maison Francis Kurkdjian با Oud Satin Mood و Tom Ford با Oud Wood، عود رو از یه چیز عجیب و شرقی به یه نُتِ کاملاً جاافتاده و حتی «لوکس‌پسند» توی عطرسازی غربی تبدیل کردن.

oud wood - tom ford   اما امروز یه بحث جدی توی صنعت هست: آیا عود اشباع شده؟ خیلی از عطرنویس‌ها و علاقه‌مندها می‌گن عود دیگه تقریباً به‌اندازه‌ی رز یا مشک همه‌جا حاضره، و همین حضورِ همه‌جایی داره کم‌کم بهش حس کلیشه می‌ده. راستش خودم هم گاهی همین حس رو دارم؛ وقتی هر برند نیش تازه‌تاسیسی حتماً یه «Oud» توی خط تولیدش داره، دیگه اون حسِ خاص‌بودنِ اولیه رو نداره. ولی از طرف دیگه، وقتی یه عود خوب و درست‌ساخته‌شده رو تجربه می‌کنی -با اون عمق چرمی و دودیِ خاصش- می‌فهمی چرا این نُت این‌قدر طرفدار پیدا کرده. این یه رایحه‌ست که واقعاً بین دوست‌داشتن مطلق و خسته‌شدن ازش، آدم رو معلق نگه می‌داره.


نکته‌ای که باید بدونید: عودِ واقعی یا آکورد سنتتیک؟

   اینجا یه نکته هست که فکر می‌کنم برای خیلی از خواننده‌ها روشنگره: به‌خاطر گرونیِ افسانه‌ای و کمیابیِ روغن خالص عود، بخش بزرگی از عطرهایی که امروز اسم‌شون روی برچسب «عودی» یا «Oud» نوشته شده -چه توی بازار غربی، چه توی بازار ایران و خاورمیانه- اصلاً از رزین واقعی درخت آکوئیلاریا استفاده نمی‌کنن. اکثراً از یه چیزی به اسم «آکورد عود» استفاده می‌شه؛ یه ترکیبِ ساخته‌شده از مواد سنتتیک که تلاش می‌کنه اون حس دودی، چرمی و کمی حیوانیِ عود واقعی رو شبیه‌سازی کنه.


   این لزوماً بد نیست؛ خیلی از این آکوردها واقعاً خوب ساخته شدن و تجربه‌ی رایحه‌ای جذابی می‌دن. اما اگه فکر می‌کنید هر عطری که روش «عود» نوشته، حتماً از چوب واقعی گرون‌قیمت ساخته شده، باید بگم واقعیت این‌طور نیست. این نکته رو بدونید تا هم توقعتون از قیمت واقعی‌تر بشه، هم درک بهتری از چیزی که واقعاً می‌خرید داشته باشید.


چرا عود داره تهدید می‌شه؟

   یه بخش کمتر گفته‌شده‌ی این ماجرا، سمت تاریک قضیه‌ست. تقاضای بالا برای عود طبیعی باعث برداشت بی‌رویه از درخت‌های آکوئیلاریا در طبیعت شده. به همین خاطر، Aquilaria malaccensis از سال ۱۹۹۵ در فهرست ضمیمه‌ی دوم کنوانسیون CITES (کنوانسیون تجارت بین‌المللی گونه‌های در خطر انقراض) قرار گرفت، و از سال ۲۰۰۴-۲۰۰۵ کل جنس‌های Aquilaria و Gyrinops هم به همین فهرست اضافه شدن.

خبر خوب این وسط اینه که همین فشار، صنعت رو به سمت راه‌حل‌های پایدارتر سوق داده: کشت کنترل‌شده‌ی درخت‌های آکوئیلاریا و تلقیح مصنوعیِ قارچ برای تحریک تولید رزین، بدون نیاز به تخریب جنگل‌های طبیعی. هنوز راه درازیه، ولی حداقل مسیر درستی شروع شده.


جمع‌بندی: یه سفر طولانی برای یه بوی آشنا

   از یه جنگل مرطوب توی آسام تا شیشه‌ی عطری که شاید همین الان روی میزتونه، عود یه مسیر خیلی طولانی‌تر از چیزی که فکرش رو می‌کردیم طی کرده. جالبه که چیزی که امروز بهش می‌گیم «رایحه‌ی خاورمیانه‌ای»، در واقع میهمانیه که قرن‌ها پیش از آسیای شرقی و جنوبی به این منطقه اومده و اونقدر خوب پذیرفته شده که حالا انگار همیشه اونجا بوده. دفعه‌ی بعد که یه عطر عودی رو بو می‌کنید، شاید ارزشش رو داشته باشه که یه لحظه به این فکر کنید که این بو، قبل از رسیدن به دماغ شما، از جنگل‌های آسیا، معابد بودایی، احتمالاً دربار هخامنشی، و بعد از اون کارگاه‌های عطرسازی پاریس گذشته.

login
برای استفاده از دستیار هوشمند لطفا وارد شوید.